انواع وضعیت کوچ (مهاجرت) پرندگان
Types of bird migration status
.
این برگه به انواع وضعیت کوچ (مهاجرت) پرندگان اشاره میکند.
.
| واژۀ فارسی | واژۀ انگلیسی | یادداشت |
| کوچندۀ ارتفاعی، مهاجر ارتفاعی | Altitudinal migrant | – |
| کوچ ارتفاعی، مهاجرت ارتفاعی | Altitudinal migration | کوچ ارتفاعی (مصوب فرهنگستان زبان فارسی) |
| برونکوچ | Emigration | برونکوچ و برونمهاجرت (مصوب فرهنگستان زبان فارسی) |
| پرندگان درمسیر | En route birds | – |
| تازهرسیدهها، نورسیدهها، نخستینرسیدهها | First arrivals | یکی از معنیهای نورسیده، کسی است که به تازگی از سفر آمده است: «که جادوئی است اینجا کاردیده / ز کوهستان بابل نورسیده» (نظامی) |
| درونکوچ | Immigration | درونکوچ و درونمهاجرت (مصوب فرهنگستان زبان فارسی) |
| کوچ نامنظم، مهاجرت نامنظم | Irregular migration | همچنین مهاجرت بیقاعده |
| کوچ فورانی، مهاجرت فورانی | Irruptive migration | – |
| مهاجرت جغرافیایی (به سوی شمال و جنوب) | Latitudinal migration | – |
| دورکوچ، کوچ بُردبلند | Long-distance migration | دورکوچ (مصوب فرهنگستان زبان فارسی)، مهاجرت بُردبلند، مهاجرت راه دور (مصوب فرهنگستان زبان فارسی) |
| کوچنده، مهاجر | Migrant | برای معادلسازی بهتر؛ پسوند «ـَنده» برای پسوند «ant» و پسوند «گَر» برای «or» |
| کوچ، مهاجرت | Migration | – |
| دالان کوچ، دالان مهاجرت | Migration corridor | راهروی کوچ (مصوب فرهنگستان زبان فارسی)، راهروی مهاجرت، دالان (واژۀ مصوب فرهنگستان زبان فارسی) |
| مسافت کوچ، مسافت مهاجرت | Migration distance | – |
| پروازراه کوچ، پروازراه مهاجرت | Migration flyway | مسیر پرواز کوچ، مسیر پرواز مهاجرت، پروازراه (واژۀ مصوب فرهنگستان زبان فارسی) |
| گذر کوچ، گذر مهاجرتی | Migration passage | گذشتن یک جمعیت یا گونه در زمان کوچ |
| مسیر کوچ، کوچراه | Migration route | کوچراه (مصوب فرهنگستان زبان فارسی) |
| دورۀ کوچمانی | Migration stay period | دورۀ ماندن در کوچ |
| کوچگر، مهاجر | Migrator | برای معادلسازی بهتر؛ پسوند «گَر» برای پسوند «or» و پسوند «ـَنده» برای «ant» |
| کوچگری، مهاجرتی | Migratory | – |
| پرندگان کوچگر، پرندگان مهاجر | Migratory birds | – |
| کوچگَردی | Nomadism | همچنین کوچگرایی شیوۀ زندگی عشایر |
| کوچندۀ بخشی، مهاجر بخشی | Partial migrant | – |
| کوچگذران، کوچگذر، عبوری | Passage | کوچگذران (برای قرینهسازی با واژههای «تابستانگذران» و «زمستانگذران»)؛ در بهار و پاییز رخ میدهد؛ واژۀ گذار نیز در زندگی انسانی برای Transit به کار میرود. |
| کوچندۀ گذری، مهاجر عبوری | Passage migrant | همچنین کوچندۀ عبوری، مهاجر گذری |
| کوچِ گذری، کوچگذری، مهاجرت عبوری | Passage migration | – |
| مسیر کوچگذر | Passage route | – |
| جابجایی روزانۀ منظم | Routine day-to-day movement | – |
| کوچ فصلی، مهاجرت فصلی | Seasonal migration | – |
| نزدیککوچ، کوچ کوتاهبرد | Short-distance migration | نزدیککوچ (مصوب فرهنگستان زبان فارسی)، مهاجرت کوتاهبُرد؛ همچنین مهاجرت راه نزدیک (مصوب فرهنگستان زبان فارسی)؛ نزدیک بودن فاصلۀ بین مناطق تابستانگذرانی و زمستانگذرانی |
| ایستهای کوتاه، ایستهای نزدیک به هم | Short-stopping | نزدیکی مناطق تابستانگذرانی و زمستانگذرانی؛ تاخیر در کوچ و دورۀ کوچمانی کوتاهتر |
| سپری کردن | Spend | برای دورۀ کوچ |
| اردوگاه کوچ، اردوگاه مهاجرت | Staging area | ماندن با دورۀ کوچ بلندتر |
| اُتراقگاه کوچ، اُتراقگاه میانراهی | Stopover(s) | «اُتراق» واژۀ مصوب فرهنگستان برای Stopover است. ماندن با دورۀ کوچ کوتاهتر |
| نقطۀ اُتراق، نقطۀ اُتراق کوچ | Stopover point(s) | مکانی برای ماندن با دورۀ کوچ کوتاهتر |
| کوچندۀ تابستانه، مهاجر تابستانه | Summer migrant | – |
| بازدیدکنندۀ تابستانه (= کوچندۀ تابستانه) | Summer visitor | همچنین مهاجر تابستانه |
| انواع مسیر کوچ (مهاجرت): رفت و برگشتی، دیرینجایی (سگپایی)، پرش قورباغهای، زنجیرهای، کانونی، سرگردان، پیشمهاجرتی، لُجّهای | Types of migration route: Loop, Dog-leg, Leap-frog, Chain, Telescopic, Vagrant, Premigratory, Pelagic | – |
| سرگردان | Vagrant | – |
| کوچ عمودی، مهاجرت عمودی | Vertical migration | – |
| راهنشان (مصوب فرهنگستان زبان فارسی) | Way point | – |
| کوچندۀ زمستانه، مهاجر زمستانه | Winter migrant | – |
| بازدیدکنندۀ زمستانه (= کوچگر زمستانه، مهاجر زمستانه) | Winter visitor | – |
| زمستانگذرانی | Wintering | – |
| کوچندۀ زمستانگذران، مهاجر زمستانگذران | Wintering migrant | – |
*****